تبلیغات
میانبری به بهشت - داستانهای عجیب و واقعی از نصیحت های شیطان و مکر او ...
 
درباره وبلاگ


پروردگار من ، ای ارحم الراحمین
در این شبها دچارم به تو ، چرا که تو خواسته ای دچارم ببینی .
دچار به چه ؟؟؟
به تو ، به بزرگی تو ، به مهربانی تو ، ،به جدیت تو در رستگاری خودم .
دیگر عریان تر از این ، اشکارتر از این نمیتوان بود که تو هستی !
تو حالا امده ای نزدیکتر از رگ گردن ، نشسته ای و مثل قلبی که در درون می تپد و میزند و مدام میگویی که بیا ، که پرواز کن ، که کسی در ملکوت منتظر توست ، که کسی برای بازگشت تو ، زیباترین انتظار را میکشد
برگرد ، بیا ، و در بهشت من بمان که تو شایسته ی بهشت من و همنشینی با اهل بیت من هستی ....
دوستان بهشتی من سلام
من نیکان هستم مدیر و نویسنده ی این وبلاگ
همونطور که از اسم وبلاگ مشخصه این وبلاگ یک وبلاگ مذهبییه اما نه به این معنا که فقط برای افرادیه که هم فکر و عقیده ی خودم هستند ، لذا از همه ی دوستان میخوام از وبلاگ میانبری به بهشت و مطالبش دیدن کنند و نظرات و دیدگاه خودشون رو بذارند از الان هم بگم که هر حرفی در این وبلاگ زده میشه مخاطبش فقط شما دوستان عزیز نیستین ، مخاطبش خودم هم هستم و چه بسا من بیشتر از شما به این حرفا و به کار بردنشون تو زندگیم نیاز داشته باشم . و هر حرفی و نوشته ای که در این وبلاگ قرار داده میشه با ذکر منبع و سند خواهد بود .
منتظر نظرات دوستان هستم ...
التماس دعا...

مدیر وبلاگ : نیکان صبوحی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
میانبری به بهشت
------ ز بس که توبه نمودم ز بس که توبه شکستم ------- ------- فغان توبه بر امد ز بس شکستم و بستم -------




دوستان بهشتی من سلام  ، طاعات و عبادات همه ی شما عزیزان قبول درگاه الهی باشه .  ( امین ... )

زمستون امسال ، اگر اشتباه نکنم وسط دی ماه بود یعنی وسط ترم مهر دانشگاه و درس و کلاس ، زد و خانم حضرت معصومه (س) بنده با چند تا از دوستام رو طلبید و مشرف شدیم قم . اگر بدونید چقدر خوش گذشت ، جای همه ی شما خالی ، روز قبلش برف اومده بود ما جنوبی ها هم که تو عمرمون جز گرما و شرجی و دمای هوای بالای 45 درجه ، چیزی ندیدیم مثل بچه ها ذوق کرده بودیم هرجا واسه استراحت از اتوبوس پیاده میشدیم میرفتم سراغ برفا و حالا کی حریف بود جلوی ما رو بگیره ، یادمه واسه نماز که پیاده شدیم تو حیاط مسجد پر برف بود و بعد نماز ایستاده بودیم تو حیاط اولین گلوله ی برفی رو که سمت یکی از دوستام پرت کردم باعث شد همه شروع کنن به برف بازی ، متصدی مسجد که یه پیرمرد مومن اخمویی بود اومد بهم گفت دختر ازار داری حیاط مسجد رو اینطوری خیس کردی اگر یه بنده خدا اینجا لیز بخوره که زنده نمیمونه (خداییش راست میگفت ها ) منم خندیدم بهش گفتم : ای بابا ، حاجی گیر نده دیگه ، 1 هو داد زد مرض ، گیر نده یعنی چی ؟؟؟  (برق از چشام پرید) ، اصلا شما بزرگترتون کو ؟ من باید شکایت تو یکی رو بکنم ، خلاصه هرچی بچه ها وساطت کردن فایده نداشت ، برای منم خیلی گرون تمام میشد اگر شکایتم رو میکردن ، به هر حال من اونجا به عنوان فرزند مدیر کل اردوها مثلا الگو بودم  واسه بچه ها ، خلاصه این پیرمرده ول کن نبود که ، انگار قاتل گرفته بود ، ایستاده بود نمیذاشت از جام تکون بخورم تا اینکه به قول خودش همه کاره ی ما اومد و کلی شکایت و گله کرد از من  (یکی نبود بهش بگه چشمات فقط منو دید که گلوله برفی پرت میکردم و حیاط به این بزرگی رو من تنهایی به این روز دراوردم ؟؟؟)، و اخرش منو ضایع کرد پیش مسئول اردو ، مسئول  اردو هم در اومد به من گفت : دختر فلانی شما هم بله ه ه ه ه ه ه ؟؟؟ تو که الگویی ، این کارا چیه ؟؟؟  (یکی نبود بهش بگه مگه دختر فلانی دل نداره ه ه ه  ؟؟؟) خلاصه کلی از پیرمرده اخمو  معذرت خواهی کردم  تا ول کرد خاطره ی خوبی بود و باعث شد دیگه هرجایی مثل ندیده ها برف بازی نکنیم 

                       تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اما بریم سر اصل مطلب

4 روزی که قم بودیم 1 نیمه روزش رو رفتیم 1 کتاب فروشی ، اون جا 1 کتاب نظرمو جلب کرد به اسم نصیحت های شیطان و مکر او خریدمش و تو راه برگشت خوندمش خیلی قشنگ بود بعضی جاهاش هم کلی به کارای شیطون میخندیدم ، امروز که داشتم تو کتابخونه م دنبال یکی از کتابای درسیم میگشتم چشمم افتاد بهش و فکر کردم که هر هفته یکی از داستاناش رو توی وبلاگ برای شما دوستان بذارم اسم کتاب و نویسنده ش رو میذارم هرکی دوست داشت بره بخره کتاب خیلی قشنگیه ، (همش که نباید رمان عاشقانه بخونیم یکم از این کتابا هم بخونیم بد نیست البته من خودم رمان خون قهاری هستم ها ولی از این کتابا هم زیاد میخونم )

برای خوندن اولین داستان روی ادامه ی مطلب کلیک کنید ...

 

داستان اول بنی ادم از دیدگاه شیطان !!!

روزی شیطان در برابر حضرت یحیی (ع) اشکار شد و گفت : ای یحیی ! میخواهم به تو پند دهم . حضرت فرمود : به نصیحت و پندت احتیاجی ندارم اما برایم بیان کن که بنی ادم در نزد تو چگونه هستند ؟؟؟ شیطان گفت : بنی ادم بر نزد من 3 دسته هستند :

گروه اول : مومنان هستند که سرسخت ترین اشخاص می باشند ، من همیشه انان را وسوسه میکنم تا به گناه الوده کنم و به انحرافشان بکشانم پس از انکه متوجه میشوند کار اشتباهی انجام داده اند توبه میکنند ، و نمی توانم در رابطه ی با این گروه کاری از پیش ببرم و ناراحتی و زحمت ما فقط از این گروه می باشد . ( دوستان مومن خودم پاشین یکم توبه کنید و شیطون رو به زحمت بندازین نذارین 1 دقیقه اروم و راحت باشه ها ، پررو میشه دور برمیداره ها اون وقت دیگه جلودارش نیستیم )

گروه دوم : کسانی می باشند که در اختیار ما و به فرمان ما تسلیم هستند (نعوذبلاه ... خدا جونم قربونت برم ما رو از این دسته قرار ندی ها قحطی موجود که نیومده که تسلیم شیطون رجیم باشیم ، فقط تسلیم تو باشیم ما را بس است ای ارحم الراحمین ) دسته ی دوم کسانی هستند که مانند توپی که در دست کودکان شماست و به هر سو پرتاب میکنن همان گونه  ، در دستان ما هستند و به هرجا و هر گناه و فسادی که بخواهیم ، انها را میکشانیم . ( فکر کن توپ باشی و لشکر شیطان باهات بسکتبال و والیبال و وسطی بازی کنن !!! داور هم کیه ؟؟؟ خود شیطون !!! ن بابا ، اشرف مخلوفات کجا و توپ کجا ! دوستان عزیزم ما ها اون مخلوقاتی هستیم که خدا لقب اشرف مخلوقات رو بهمون داد اشرف که میدونی یعنی چی ؟؟؟؟ پس لطفا این لقب رو حفظ کنیم و توپ نشیم  واسه شیطون) گروه دوم برای ما زحمتی ندارند و لازم نیست برایشان وقت بگذاریم (یکی نیست بهش بگه اصلا تو کی هستی که بخوای واسه ما وقت بذاری یا نذاری ؟؟؟ دوستان اون اصطلاحه که میگه : بدبخت من داخل ادم حسابت نمیکنم اینجا کاربرد داره ها )

گروه سوم : مثل شما پیامبران و مومنان حقیقی و راستین که حرفها و وسوسه های من در انها اثر ندارد (خوش به حالشون ) و چون این را میدانم به خود زحمت نمیدهم و دنبال انها نمیروم و از ابتدای امر از انها نا امید و مایوسم و در نتیجه از دستشان ناراحتم و لشکریانم نیز به پیروی از من نسبت به این گروه چنین هستند .

(دوستان بیایید ما هم از دسته ی سوم باشیم ، یعنی جز مومنین حقیقی و  راستینی که شیطون در برابرشون به حالت این شکلک درمیاد  : smilies2 )

اشرف مخلوقات  نظر یادتون نره ...

 

منبع : کتاب نصیحت های شیطان و مکر او از ستار پور ابراهیم گلرود ابادی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 3 مرداد 1392 :: نویسنده : نیکان صبوحی
نظرات ()
دوشنبه 22 شهریور 1395 02:12 ق.ظ
سلام من کتاب رو قبلا از مشهد خریدم و خوندم داستاناشو خیلی دوست دارم،خیلی دوست دارم دوباره بخونمش توی سایت ها هرچی می گردم یا نیست یا داستاناش دست کاری شده حالا هر چی می گیردم دوباره بخرمش نیست تو رو خدا اگه آدم متدین وبا خدایی هستید حداقل عکس صحفهای کتاب برام بفرستید اگه این کتاب رو دوست نداشتم ازتون خواهش نمی کردم ممنون (09307189230whatsapp آقای بهمنی تورو خدا اگه کسی پیاممو میخونه جوابم بده منتظرم ممنون
نیکان صبوحیسلام ببخشید ولی من وقت ندارم از صفحات کتاب عکس بگیرم و بفرستم .
دوشنبه 22 شهریور 1395 02:02 ق.ظ
سلام من کتاب رو قبلا از مشهد خریدم و خوندم داستاناشو خیلی دوست دارم،خیلی دوست دارم دوباره بخونمش توی سایت ها هرچی می گردم یا نیست یا داستاناش دست کاری شده حالا هر چی می گیردم دوباره بخرمش نیست تو رو خدا اگه آدم متدین وبا خدایی هستید حداقل عکس صحفهای کتاب برام بفرستید اگه این کتاب رو دوست نداشتم ازتون خواهش نمی کردم ممنون (09307189230whatsapp آقای بهمنی تورو خدا اگه کسی پیاممو میخونه جوابم بده منتظرم ممنون
چهارشنبه 30 تیر 1395 06:49 ب.ظ
ممنون منتظر جوابتون هستم
چهارشنبه 7 مرداد 1394 08:33 ق.ظ
واقعا خدا قوت مومن.
پنجشنبه 1 مرداد 1394 11:21 ق.ظ
فقط از دسته دوم نباشیم
پنجشنبه 1 مرداد 1394 12:43 ق.ظ
سلام ؛فرین مطلب خوبی گذاشتید. موفق باشید یاعلی
شنبه 13 تیر 1394 02:47 ب.ظ
عالی بود،انشالاالله ما از دسته ی سوم باشیم
یکشنبه 24 اسفند 1393 12:33 ب.ظ
خوب بود فقط اون پارازیتها چیه وسط متن نوشتی
حسابی رو مخ بود
:|
چهارشنبه 13 اسفند 1393 11:40 ب.ظ
متن خیلی زیبایی بود . خیلی باهاش حال کردم

نظرتون درباره تبادل لینک چیه؟اگر موافق بودین پیام بدین


یا علی
یکشنبه 4 خرداد 1393 11:45 ق.ظ
عالی بود ممنون از مطالب خوبت انشا الله خداوند معمنان راحدایت کند تا کلا شیطان نا امید شه
نیکان صبوحیخواهش میکنم
انشالاه
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 10:54 ق.ظ
ali bod kheli tasir gozar bod :O
جمعه 12 اردیبهشت 1393 02:32 ب.ظ
خیلی قشنگ و تاثیر گذار بود مرسی
نیکان صبوحیسلام خواهش میکنم
پنجشنبه 29 اسفند 1392 04:30 ب.ظ
ممنون از نوشتت مرسی
نیکان صبوحی خواهش میکنم
سه شنبه 5 شهریور 1392 10:53 ق.ظ
سلام بزرگوار
ممنون از حضورت
موفق باشید
یاعلی
نیکان صبوحی
سلام ممنون که از وبلاگ میانبری به بهشت دیدن کردین
التماس دعا ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
/